افتتاح یک سینی چایخوری؛ وقتی عشق جای ظرف شکسته را می‌گیرد
5
۲,۰۲۵ سال پیش
0
سمیه سهیلی

افتتاح یک سینی چایخوری؛ وقتی عشق جای ظرف شکسته را می‌گیرد

ظهر پنج‌شنبه با یک بسته نون برنجی?، شیرینی محبوب آقاجون و مامانی، به سمت خونه‌شون راه افتادم.
در را باز کردم، بوی خوش کتلت به مشام می‌رسید.
مامانی جلوی سینک ایستاده بود و از داخل شیشه خیارشور برمی‌داشت.

یک‌هو چشمم افتاد به سینی گرد گلسرخی که یک طرفش شکسته بود و به دیوار تکیه داشت. می‌دونستم که مامانی روی سینی‌های سرامیکی گلسرخیش خیلی حساسه.
گفتم:
آخی مامانی، این سینی کی شکست؟

گفت:
دیشب که مهمون داشتیم، از دست بچه‌ها افتاد.

گفتم:
چه حیف! یه جوری هم شکسته که دیگه درست نمی‌شه.

همین‌طور که حرف می‌زدیم، دستگیرهٔ در چرخید و آقاجون با یک نایلون رنگی و یک نون بربری وارد شد.
نون را داد دست من و رفت سمت مامانی و با ذوق گفت:
گلین‌جان، ببین از بازار چی برات خریدم.

مامانی با خوشحالی بسته را گرفت، نشست پشت میز و گفت:
دستت درد نکنه…❤

اول فکر کرد پیراهن یا روسری است، اما وقتی بسته را باز کرد، مکثی کرد، بعد چشم‌هایش برق زد و گفت:
چه قشنگه… دقیقاً همون گل‌ها!

من که یک تکه نون کنده بودم و با لذت می‌جویدم، با کنجکاوی گفتم:
مامانی، از جعبه درش بیار ببینیم چیه.

و وقتی از جعبه بیرون آورد، لبخند روی لب هر دوتای‌مان نشست.
بله… دقیقاً همان سینی چایخوری سرامیکی گلسرخی که دیشب شکسته بود؛ یک سینی گرد سرامیکی که یک طرفش گل سرخ داشت و طرف دیگرش شعر حافظ.

آقاجون دستش را گذاشت روی شانهٔ مامانی و با لبخند گفت:
حالا قربون دستت یه چای بریز، سینی چایخوری جدید رو افتتاح کن ببینیم گلین‌جان.

و بعد با همان آرامش همیشگی‌ش ادامه داد:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند...❤

? اگر برای تبریک خونه‌نویی یا چشم‌روشنی دنبال یک سینی چایخوری سرامیکی شیک و ماندگار هستید، این مدل انتخابی دلنشین و کاربردی است.

 

نظر خود را بنویسید...