آوا عاشق آببازی توی حوض خونهی مامانیه.
آببازی هم یعنی با آقاجون برن لب حوض و آوا با خنده، آب رو به سر و صورت آقاجون بپاشه.
صدای خندههای از ته دلش، کل حیاط رو برداشته بود.
گربهی سفید و مشکی همسایه، لب دیوار نشسته بود و با نگرانی ماهیهای توی حوض رو نگاه میکرد.
خاله زیبا روی تخت چوبی حیاط نشسته بود و دونهدونه خریدهاش رو از توی نایلون سفید درمیآورد و به مامانی نشون میداد.
میون خریدها، سه تا ظرف دردار سرامیکی سفید دیدم که روی بدنهشون تصویر ماهیهای تپل سبز بود.
گفتم: خاله چه قشنگه! برای چی گرفتی؟
قبل از اینکه خاله جواب بده، آوا سریع خودش رو رسوند به بانکههای ماهی و گفت:
آقاجون! ببین مثل ماهیهای توی حوض قشنگه مامان خریده که خوراکیهای ما رو توش بریزه. یکیش برای منه!
خاله زیبا ادامه داد: آره، برای هر کدوم از بچهها یه ظرف دردار گرفتم. اینطوری روی خوراکیها گرد و خاک نمیشینه.
بجز اون، برای پاسماوری هم عالیه؛ میشه داخلش چای، شکر یا قند ریخت.
همون موقع که خاله داشت لباس خیس آوا رو عوض میکرد، مامانی با دو تا حوله و یه پیرهن اومد توی حیاط.
حولهی قرمز کوچیک رو داد به خاله زیبا و پیرهن و حولهی بزرگتر رو به آقاجون و گفت:
موهاتو خشک کن، سرما نخوری...
آقاجون با لبخند حوله رو گرفت و گفت:
تو در عالم نمیگنجی ز خوبی،
مرا هرگز کجا گنجی در آغوش...
این ست بانکههای سرامیکی دردار با طرح ماهیهای سبز، هم برای نگهداری خوراکیهای بچهها عالیه، هم برای پاسماوری و دکور آشپزخونه. ترکیبی از سادگی، کاربردی بودن و طرحی شاد و ماندگار
