بچهها امشب شام، مهمون خونهی مامانی بودن و به پیشنهاد آقاجون، آماده کردن شام با خودش بود.
آقاجون با دقت و حوصله، مشغول ورز دادن موادی بود که از صبح برای شام خریده بود.
پنجرههای رنگی، سایههایی از سبز و آبی روی لباس و صورت مامانی انداخته بودند.
مامانی با آرامش همیشگی، از قفسه سینی و قندون طرح حروف فارسی طلایی و مشکی رو برداشت و یک استکان کمرباریک حروف هم کنارش گذاشت.
گل محمدی و توت خشک رو داخل قندون ریخت.
زمانی که چای را داخل استکان میریخت، باریکهی نوری از لای پنجرهی نیمهباز روی سینی افتاد و درخشش رنگهای طلایی روی طرح حروف و استکان دوچندان شد.
چای آرام در دل استکان مینشست و قاب زیبایی از رنگ و نور میساخت — انگار شعر، درون چای جاری شده بود.
مامانی سینی چای را روی میز گذاشت و با لبخند گفت:
«دستت درد نکنه، چای دارچینی با گل محمدی برات آوردم. از صبح خیلی زحمت کشیدی...»
آقاجون سرش را بالا آورد، لبخند زد و گفت:
«بهبه! چه چای بهموقعی، گلینجان!»
و با نگاهی پرمهر ادامه داد:
«بنشین نفسی، کز همه لطف تو بس است این...»
? اگر بهدنبال ست چایخوری خاص برای هدیهی زوج، سوغاتی یا استفادهی روزمره هستید، این ست چایخوری با طرح حروف طلایی، انتخابی شیک و ماندگار است. ?