بوی دلمهی برگ مو که مامانی از ظهر گذاشته بود، خانه را پر کرده بود؛ همون بویی که به آدم گوشزد میکرد: بشین، مکث کن و لذت ببر…
آقاجون و مامانی کنار هم نشسته بودند و مجلهی جدول را با هم حل میکردند. آقاجون با خودکار بالای جدول مکث کرد و گفت:
سه حرفیه… به معنی پیروزی؟
مامانی دستش را روی چونه گذاشت و گفت: فتح میتونه باشه.
آقاجون لبخند زد و گفت: آره، حرف «ت» هم دراومده.
از راهرو صداش کردم:
مامانی… کاغذ کادو داریم تو خونه؟
سرش را از روی جدول بلند کرد و گفت:
داریم جانم، چند تا کاغذ کادوی قشنگ لولهشده کنار دراور گذاشتم. میخوای چیکار؟
گفتم: هدیه تولد برای دوستم خریدم، میخوام از اینجا برم پیشش، یادم رفت کاغذ کادو بخرم.
هدیه را آوردم که نشونشون بدم. جعبه را که باز کردم، اول فنجان لاجوردی سرامیکی خودش را نشان داد؛ رنگی عمیق، ایرانی و آرامشبخش، شبیه آسمان شب. یک چایخوری سرامیکی خاص که هم برای چای عصرانه مناسب بود و هم میتوانست بهعنوان ماگ سرامیکی شیک استفاده شود.
کنار فنجان، سینی سفید با طرح آهو، رودخانه و ماهیها قرار داشت؛ نقشی شاعرانه با تزئین لاستر طلایی که زیر نور چراغ میدرخشید. این ترکیب، یک ست چایخوری خاص میساخت؛ ستّی که هم برای هدیه دادن مناسب است و هم برای استفادهی روزمره در خانهای که به جزئیات اهمیت میدهد.
مامانی فنجان با لبهی طلایی را دستش گرفت و گفت:
چه انتخاب خوبی… چقدر شیکه.
آقاجون هم با لبخند گفت طرحش یادش را برد به یک آهنگ قدیمی و زیر لب زمزمه کرد... آهوی پر کرشمه اومد کنار چشمه...
این ست چایخوری سرامیکی میتواند انتخابی متفاوت برای کسانی باشد که به دنبال چایخوری، ماگ یا ست چایخوری خاص و هنری هستند؛ محصولی که هم کاربردی است و هم داستان دارد.