بوی سیبزمینی کبابی خونه را برداشته بود. آقاجون سنگکهایی را که خریده بود برش میداد و داخل کیسه میگذاشت. مامانی هم سیبزمینیها را از روی سنگ داغ قابلمه با چنگال برمیداشت و کنار پنیر داخل بشقاب گلسرخی میچید که دور هم عصرونه بخوریم.
گفتم:
مامانی چای بریزم؟
گفت:
آره عزیزم، استکان کمرباریک باشه قربون دستت.?
هنوز حرفش تمام نشده بود که آقاجون گفت:
امانتی رو بهش دادی؟
مامانی گفت:
خوب شد گفتی، یادم رفته بود… نازدونه بیا، یک چیزی بهت نشونت بدم.
گل از گلم شکفت. گفتم:
چی؟
مامانی از روی طاقچه یک جعبه مقوایی خوشگل با روبان قرمز و طلایی برداشت و داد دستم.
گفت:
اینو ناهیدخانم برای تو آورده. میگفت: «هفته پیش نازدونه به دخترم برای پروژهی پایانترمش خیلی کمک کرد. خواستم با این هدیه ازش تشکر کنم.» ظاهراً دخترش نمره کامل گرفته.
چشمهام برق زد. سریع در جعبه را باز کردم.
یک فنجان سفید چایخوری سرامیکی با گلهای برجستهی ظریف، وسط پوشال طلایی کف جعبه دلبری میکرد. کنارش یک سینی چایخوری سفید کوچک و یک قندان سرامیکی دردار با گل برجسته قرار داشت؛ یک ست چایخوری سرامیکی هدیهای کامل و دلنشین.
مامانی دست کشید روی گلهای برجستهی فنجون و با ذوق گفت:
«وای دور گلهاشو ببین! طلایی و خوشگله شبیه دستهگل عروسه!»
قندان را برداشت و رو به آقاجون گفت:
گل روی قندونش هم قشنگه… ببین چه تماشاییه!
آقاجون نگاهی به قندان کرد، به مامانی لبخند زد و همانطور که بشکن میزد، خوند:
گل پیش روی تو ای گل من دیگر تماشا ندارد
گردد خجل گل ز رویت ای جان،
این جای حاشا ندارد... ❤
? اگر در جستجوی یک چایخوری سرامیکی شیک برای هدیه به خواهر، همکار یا دوستانتان هستید، این مدل انتخابی ظریف، کاربردی و ماندگار است.